وقتی ترانه ای را ادیث پیاف ، خولیو ایگلسیس ، فرانک سیناترا، تام جونز ، نیل دایاموند، پاتریشیا کاس ، سرژه لاما ، استینگ ، انریکو ماسیاس و تقریبا همه نامداران کلاسیک جهان یکبار اجرا کرده باشند ، علتش چیزی جز ترانه سحرآمیز ژاک برل نمی تواند باشد. این نویسنده ، خواننده و بازیگر بلژیکی در دسامبر سال ۲۰۰۵ از سوی بینندگان و مخاطبان RTBF ( تلوزیون ملی بلژیک ) به عنوان بزرگترین بلژیکی تمام اعصار برگزیده شد.

نام ترانه اصلی Ne me quitte pas ( به فرانسوی یعنی : ترکم مکن ) است که در سال ۱۹۵۹ توسط شاعر نامدار بلژیکی “ ژاک برل ” به زبان فرانسه سروده و اجرا شد. ملودی آنقدر عاشقانه و زیباست که تا کنون به ده ها زبان دنیا ترجمه و صدها بار توسط خوانندگان مشهور اعصار مختلف اجرا شده .

برگردان فاخر و آزاد این ترانه و ملودی زیبا به انگلیسی بانام If you go away و بهترین اجرای انگلیسی آن توسط “داستی اسپرینگفیلد” چیزی از نسخه فرانسوی خود “ژاک برل” کم ندارد. البته اگر بتوانیم از میمیک و بازیگری صورت جادویی خود ژاک برل روی صحنه چشم بپوشیم.

 

Jacquesbrel-Ne me quitte pas

و

Dusty stringfield - If you go away

 

+  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393| محسن  | 










Underneath The Ocean - Hadi Pakzad

+  چهارشنبه بیستم فروردین 1393| محسن 









مریم رو دیدم !!!

هنوز شکه ام

به زودی مینویسم ازش

+  چهارشنبه هفدهم مهر 1392| محسن  | 











ادامه مطلب
+  چهارشنبه هفدهم مهر 1392| محسن  | 










قرارمون :
سه شنبه ۱۶ مهرماه ۹۲ ساعت ۱۹
همون جایی که با درویش حرف زدیم !!

این یه قرار یه طرفه هست با تو
شاید ، شاید ، شاید 
بیای و از دلتنگی نجاتم بدی

منتظرتم مریم

+  شنبه ششم مهر 1392| محسن  | 










آن قاضی که توئی

این معلق بازی که 

نوشته های من است

+  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392| محسن 










توهم پادشاهی دارم

از بس که

ملکه ی ذهنم شده ای


+  شنبه دوازدهم مرداد 1392| محسن 










عشق من در زندگی تو
چیز پیش پا افتاده ای است

لعنتی 
لااقل وقتی ناخن های پایت را لاک می زنی
به یادم بیفت



پیشنهاد موسیقی :
Miss Myself -  Hadi pakzad


+  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392| محسن 










اگر زمانی برگشتی
در اولین قرارمان 
برایم سفید بپوش !

نه
پر توقع نیستم 
ولی قبول کن
سفید پوشیدن تو 
در مقابل معجزه ی برگشتنت
توقع زیادی نیست


+  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392| محسن 










شنیده بودم که :
"هر وقت خواستی به ظرافت تن یه دختر پی ببری ، به دستاش نگاه کن" !

روز اولی که دیدمش 
حواسم به دستاش بود 
دستاش
ظریف بود ، کشیده بود ، لعنتی بود


+  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392| محسن 










هدیه امسال من
واسه تولدت 
این بود که
گم و گور بشم
درست همونطور که می خواستی

+  دوشنبه سوم تیر 1392| محسن 










من بودم آن "مرد بی نظیر" ی که 
کم کم زمان گذشت و مرد "خز" ی شدم
و زمانی که گفتم هنوز دوستت دارم
در میان واژه هات " عوضی " شدم

آری ، منم مردی که روی لب هایت
"بهترین اتفاق زندگانی" شد
و تو چون رفتی و او به پایت ماند
در میان واژه هات " روانی "شد

تو از من گذشتی و من بی تو
بیزار از هر چه بود و هست شدم
روزهای آخر که به پایت افتادم
لا به لای واژه هات " پست " شدم

باورم نمیشود که این هارا
می گفتند به من آن لبانی که ...
خسته تر از همیشه ام بیا و مرا
برگردانم به آن زمانی که ...

به زمانی که نامه هات پر بود از:
" عجق من ... بی تو هیچم.... ها "
بیا و به من بگو کجا رفتند
"دوستت دالم عجیجم " ها


+  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392| محسن 










اینقدر ها هم که میگم بی معرفت نیست

گاهی خلقش برام تنگ می شه !


+  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392| محسن 










 تو مثل برف بهاری

دیر هم که بیایی

روی سر من جا داری


+  یکشنبه هجدهم فروردین 1392| محسن 










تو

سه تاری

آن تار  ِ چهارمت منم !


+  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391| محسن 










یکی از روش های تکثیر از گل ِ مریم

پاجوش زدن است !!

اینگونه است که هر روز

تکثیر می شوم

از تو

+  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391| محسن 










می خواستم برایت سایبان باشم

تو

آفتاب دوست بودی !


+  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391| محسن 









 
شب ها

کم از این ماهی کوچک تنگ بلور


که با چشم باز می خوابد ندارم

از بس که تو در خواب هایم جولان می دهی



+  شنبه دوازدهم اسفند 1391| محسن 










بار ها پیش اومده که خیلی از پست های وبلاگم رو توی صفحه های فیسبوک یا توی وبلاگ های دیگه بدون ذکر منبع یا حتی به اسم افرادی دیگه ! دیدم . تا الان زیاد برام مهم نبوده چون به نظرم اون نوشته هایی که از من دزدیده شده شاید حرف دل خیلی ها باشه و منم تعصبی روی اینکه فقط مال من باشن نداشتم .جالب اینکه نوشته های خودم توی وبلاگ ها و صفحه های فیسبوک بیشتر کامنت و لایک داشته تا توی وبلاگ خودم !! از طرف دیگه با خودم می گفتم مخاطب خاص من که حتی دیگه به اینجا سر هم نمی زنه شاید با کپی پیست شدن نوشته هام توی فیسبوک و جاهای دیگه اون هارو بخونه تا حتی برای ثانیه ای هم که شده اون هارو احساس کنه هر چند ندونه که من نوشتم !
اما چیزی که توی چند روز اخیر دیدم و خیلی برام جالب تر بود کپی شدن بعضی از نوشته هام بود که خیلی شخصی هستند. دوستانی که مرتب به وبلاگ من سر می زنند می دونند که اکثر نوشته های من نه زاییده ی خبال ، بلکه در مورد مسائلی هست که واقعا توی زندگی من اتفاق افتادند ، و من اون ها رو زندگی کردم تا تونستم اینجا بنویسمشون .اما با کمال تعجب می بینم که افراد بی ملاحظه ای حتی دست از این نوشته های شخصی هم بر نمی دارند و اون ها رو به اسم خودشون توی صفحات وبی که دارن منتشر می کنند. بذارید یکیش رو براتون مثال بزنم : برای مریم دو تا جوجه رنگی خریده بودم و مریم اسم اون ها رو گلاب و نبات گذاشت .اما گلاب و نبات زیاد پیش هم نبودن چون گلاب همون روز های اول مرد و لاشه اش هم توی سطل زباله انداخته شد ! من بر اساس همین واقعیت این پست رو نوشتم :

سرنوشت ما کاش
سرگذشت گلاب و نبات بود
من گلاب می شدم
تو نبات
از هم جدا نمیشدیم
مگر با مرگ من ...

شاید بدون دونستن واقعیتی که پشت این نوشته پنهان هست خود این نوشته یه جورائی بی معنی به نظر برسه اما خیلی جاها کپی شده و لایک و کامنت داشته !

و این ماجرا برای خیلی از پست های دیگه از وبلاگم مثل پست 153 ، 149 ، 137 ، 117 ، 112 ، 110 و ...اتفاق افتاده .
قضاوت با شما 

+  جمعه چهارم اسفند 1391| محسن 










تنها که باشی

تختخواب یک نفره هم

به تنت زار می زند


+  شنبه بیست و هشتم بهمن 1391| محسن