داغی سه بامداد آبادان
کوچه پس کوچه های خاطرات ما
جرقه حرف های تو
و باروت بغض من ...
ماکزیمم صدای هدفون
و تکرارو تکرارو تکرار یک آهنگ
می دونم که تو همینی، پس خود من چی میشه؟
تکلیف اون خود تویی که شده من چی میشه؟


رویای شبانه

خوابیدن میان دستان تو
بیدار شدن روبه روی چشمان تو
دیدن لبخند هر روزه ی تو
گرفتن دستان گرم تو
آرام شدن در آغوش تو
سر بر بازوی تو نهادن
سرت را به سینه فشردن
لمس کرن هر روزه ی تن تو
راه رفتن بازو به بازو کنار نگاه تو
بوسیدن لبهای تو
هم آغوشی شبانه با تو
رطوبت دستان تو بر تن من
این است تنها آرزوی من
,رویای همه ی شبهای من