شب از لبان تو شروع می شود و صبح با حلقه ی دستان ات بر دور گردنم و در طول شب صدای نفس هایت که آرامشی است برای من و ضربان قلب ات که حس بودنم می شود و نوازش گاه و بی گاه ات رویایی شیرین برای خواب هایم می شود
و نهایت ، دوستت دارمی که زوری شد
داستانت را بعد ها در کتاب ها گویند
"سرنوشت قورباغه ای که طوطی شد! "