118


بالاخره یک روز کوتاه نویسی را کنار میگذارم
و می نویسم :

موهایت !


117


تو مرا به خاطر پنج دقیقه دیر رسیدنم بر سر قرار به توپ و تشر می بستی !
جانم به قربانت
تو برگرد
من به خاطر چندین ماه نبودنت گله که نمیکنم هیچ
به خاطر آمدنت
بوسه به پیشانی ات می زنم

116


اون شب اون پسر دستشو طوری که کسی دیگه نبینه از کنار مبل اورد پایین و سه تا از انگشت هاشو جمع کرد و دستشو به یه شکل خاص در آورد !
انگار می خواست با دستاش به دختر زیبایی که روبروش نشسته بود یه چیزیو بگه ...
انگار یه نشونه بود بینشون ...

لبخند، چهره ی دختر زیبا رو زیباتر کرد ...

114


یه گونه از قورباغه ها هم هستن که هر ساله به محل جفت گیریشون برمی گردن !

113



 
 یادم نمی کنی و زیادم نمیروی ... یادت بخیر یار فراموشکار من !

112


آستیگماتی شدن ِ چشمانم به کنار
با دوتایی دیدن ِ جای خالی ات چه کنم؟

111


لبه ی تخت نشسته بودیم و مست از بوسیدن لب هاش بودم
قبل از اینکه بخوابیم روی تخت
یهو بهم خیره شد و گفت : قول بده همیشه باهام می مونی
گفتم: همیشه می مونم  تا ابد می مونم
و سر خوردیم تو آغوش هم ...


لعنت به من
لعنت به من
اینقدر مست اولین همآغوشی بودم که یادم رفت من هم از اون قول بگیرم
همینه که اون رفته و من موندم !

110


دم از اردیبهشت ِ شیراز می زنند
  تقصیری ندارند خب
  شهریور که با تو
  شیراز نبوده اند !

109


دنیای وارونه ای دارم
دوستت دارم هایش را باور کردم
دوستت ندارم هایش را نه

108


توی یکی از صفحه های اولین دفتر از عاشقانه هایت به من ، نوشتی دوستم داری و ، با رژلب ِ روی لبهات پای دوستت دارمت رو مهر زدی . یکی از اولین بارهایی که لب هام رو لبهات نشست همون وقتی بود که این دفتر رو بهم دادی و جای لب هاتو بوسیدم ...

این روزها که نیستی هم بوسه هام روی همون جای لبهات می شینه !