مثل قلب يه قناري پر التهابم امشب
مثل برگي بر تن رود در مسير بادم امشب
پ.ن:
يك نفر با دشنه اش شك را كشته.
يك نفر ريتم نبض زندگي را يافته.
يك نفر در باغچه هاي شهر گل آفتابگردان كاشته.
بوي گل و آواز جان مريم شهر را پر كرده.
و روي درياي سرخ پلي زده اند